شناسه پست: 19589
بازدید: 414

نقش زبان در ايجاد ارتباط

جامعه‌شناسي، و انسان‌شناسي بر روي شماري از موضوعات آن صورت مي‌گيرد كه بسياري از آنها را در اين مورد بررسي قرار خواهيم داد.
در اين فصل توجه خود را معطوف به كاربرد اصلي زبان ، يعني ارتباط ، خواهيم كرد. خواهيم ديد ارتباط چه مشكلاتي براي كاربرد شناسي ايجاد مي‌كند و داراي كدام ساخت است . در نهايت به برخي موضوعات ويژه در كاربرد‌شناسي خواهيم پرداخت.
طرح مسئله
شايد رايج‌ترين ويژگي تعامل انسان كه به سختي آن را قابل ملاحظه مي‌دانيم، اين است كه ما صحبت مي‌كنيم. بعضي اوقات با اشخاص خاص، بعضي اوقات با هر كس كه گوش مي‌دهد، و در زماني كه كسي را براي گوش كردن نمي‌بابيم، با خودمان صحبت مي‌كنيم. اگرچه زبان انسان، نقش‌هاي بسيار متنوعي را ايفاء ميكند- از بيدار كردن كسي در صبح زود با گفتن تا نامگذاري يك كشتي با گفتن ولي در اينجا به آن كاربرد‌‌هاي زبان خواهيم پرداخت كه براي ارتباط انسان، ابزاري است. براي مثال، متكلمين ماهرزبان انگليسي حقايقي از قبيل زير را مي‌دانند:
الف- براي سلام به كارمي‌رود.
ب- براي خداحافظي به كار مي‌رود.
ج – گروه به طور صحيح مي‌تواند توسط متكلم در يك موقعيت خاص براي اشاره به ميز خاصي بكار برود.
د – گروه به طور صحيح مي‌تواند توسط متكلم در يك موقعيت خاص براي اشاره به ميز خاصي بكار برود.
ه – براي درخواست نمك به كار مي‌رود.
و – براي پرسيدن سن شخصي به كار مي‌رود.
ز – براي بيان اينكه باران مي‌بارد، مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ح – براي قول دادن مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ما از اين فهرست مي‌توانيم به شمه‌اي از انواع گستردة كاربردهاي احتمالي زبان دست يابيم، ولي قبل از مرور اين كاربردهاي گوناگون، نخست بايد بين استفاده از زبان براي انجام دادن كاري، واستفاده از زبان در انجام كاري تميز قايل شويم، بدون شك يك حقيقت بسيار مهم دربارة انسان اين است كه ما زبان را در اكثر  افكارمان به كار مي‌بريم. احتمال دارد كه برخي از افكار راكه به آن مي‌انديشيم، و به ويژه افكار مجرد و انتزاعي را، اگر زباني در دسترس نداشتيم، نمي‌توانستيم به آنها بيانديشيم. اين حقيقت ممكن است براي حيات شناختي ما مهم باشد ، ولي براي مفهوم كاربرد شناختي كاربرد زبان ، يعني استفاده از زبان براي انجام  كارها، مهم نيست . وقتي توجه خود را  بر اينكه مردم با استفاده از زبان مي خواهند چه بكنند،  معطوف مي‌كنيم، در واقع توجه خود را معطوف به اين مي‌كنيم كه شخص با كلمات درمواقع خاصي چه مي‌مند ، در واقع بر نيات، مقاصد، تاورها ،و  آرزوها ‌يي كه يك متكلم در صحبت كردن دارد، متمركز مي‌شويم .